از چت تا سرقت




طبقه موضوع :
داستان‌هاي عبرت‌آموز
نویسنده : بر اساس كتاب جوان و قانون (داستان‌هاي واقعي از پرونده‌هاي قضايي)   










برگرفته از كتاب جوان و قانون (ويژه دختران)

معاونت برنامه ريزي و توسعه قضايي دادگستري كل استان قم

چندی قبل مردی به مأموران پلیس مراجعه کرد و مدعی شد اموال قیمتیاش از خانه به سرقت رفته است. وقتی مأموران در محل حاضر شدند، دریافتند سارق یک آشناست و قبلاً به این خانه رفت و آمد داشته است، چرا که قفلها بدون هیچ فشاری و با کلید باز شده و دزد مستقیم به سراغ محل نگهداری جواهرات رفته، هر چند مرد شاکی نتوانست مظنونی را معرفی کند اما مأموران تحقیقات خود را همچنان ادامه دادند، تا این که چند روز بعد، شادی دختر مرد شاکی به پلیس مراجعه کرد و گفت میداند سارق جواهرات کیست، این دختر گفت: مدتی قبل با پسر جوانی به نام فردین در چت روم آشنا شدم، ما هر شب از طریق اینترنت با هم چت میکردیم و در این مدت فردین به من ابراز علاقه میکرد و میگفت من همان دختری هستم که او به دنبالش بوده است و تمام مشخصات دختر مورد علاقهاش را دارم. ما چندین بار بیرون با هم قرار گذاشتیم و همدیگر را دیدیم، تا این که یک روز وقتی پدر و مادرم در خانه نبودند من فردین را به خانه دعوت کردم.

دختر جوان ادامه داد: فردین در این مدت توانسته بود اعتماد من را به خودش جلب کند و من تمام رازهایم را به او بگویم، روزی که فردین به خانه ما آمد یک راز بزرگ خانوادگی را به او گفتم، من به فردین گفتم که چون در خانه گاو صندوق نداریم پدرم پول و طلاها را در لوله بخاری میگذارد. فکر نمیکردم فردین از این مسأله سوء استفاده کند اما حالا به او ظنین هستم و به نظر من فردین به خانه ما دستبرد زده است.

وقتی مأموران آدرس محل زندگی فردین را به دست آوردند و او را بازداشت کردند او منکر سرقت شد. مأموران پلیس در بررسی سوابق این پسر جوان دریافتند وی مدتی قبل نیز دختر جوان یک پزشک را اغفال کرده و به خانهاش دستبرد زده و به همین خاطر هم مدتی را در زندان گذرانده است؛ بنابراین فردین را تحت بازجوییهای فنی - پلیسی قرار دادند.

فردین سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: وقتی شادی مرا به خانه دعوت کرد تصمیم گرفتم خانه را بررسی کنم و در صورت امکان مورد دستبرد قرار دهم. وقتی شادی به آشپزخانه رفت تا برایم شربت بیاورد من هم با خمیر مخصوصی که داشتم قالب کلید در ورودی را برداشتم. شادی در صحبتهایش گفت که پدرش پولها و طلاها را کجا مخفی میکند من هم سر فرصت و زمانی که کسی در خانه شادی نبود وارد خانه شدم و پولها و جواهرات را برداشتم. فردین حاضر نشد نشانی جواهرات را به پلیس بدهد و مدعی شد آنها را گم کرده است. فردین تا زمان پیدا شدن جواهرات بازداشت شد. پسر جوان همچنان مدعی بود که خبری از اموال مسروقه ندارد تا این که پس از چند روز، اعتراف کرد که اموال مسروقه در ماشینی جاسازی شده است. با حضور پلیس در محل و بررسی ماشین اموال مسروقه کشف شد.


(اقتباس از روزنامه جام جم، تپش)