انسان چگونه بی حیا می‌شود؟

 


حیا یکی از مهم ترین صفات نفسانی است که تأثیر فراوانی بر حوزه های مختلف زندگی اخلاقی ما دارد. نقش بارز این تأثیر، بازدارندگی است.

 


حجاب

«حیا» در لغت به مفهوم شرمساری و خجالت است که در مقابل آن «وقاحت» و بی شرمی قرار دارد.[1] در فرهنگ عالمان اخلاق، حیا نوعی انفعال و انقباض نفسانی است که موجب خودداری از انجام امور ناپسند در انسان می گردد و منشأ آن ترس از سرزنش دیگران است.[2] مطالعه درباره مفهوم «حیا» در آیات و روایات نشان می دهد که منشأ پیدایش این حالت، درک حضور در محضر ناظری آگاه، محترم و گرانمایه است. این مفهوم را در خلال آنچه در کتاب و سنت در باب حیا آمده است، به وضوح می توان مشاهده کرد.

 

ارزش حیا

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ حیا را زینت آدمی شمرده و فرموده است: «بی شرمی با هیچ چیز همراه نشد مگر این که آن را زشت گردانید. و حیا با هیچ چیز همراه نگشت، مگر این که آن را آراست.»[4] امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «هر کس پوشش شرم گزیند کسی عیب او نبیند»[5] و در بیانی دیگر می فرماید: «حیا پیشه کن که حیا نشانه نجابت است.»[6]

امام صادق ـ علیه السّلام ـ جایگاه حیا را در رأس مکارم اخلاقی دانسته می فرماید:

 

مکارم اخلاق یکی بسته به دیگری است، خداوند آنها را به هر که خود خواهد، دهد. ممکن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد، در بنده باشد و در مولای اونباشد، (آنها عبارتند از:) راستگویی،صداقت با مردم، بخشیدن به مسکین، جبران کردن خوبی ها، امانتداری، صله رحم، دوستی و مهربانی باهمسایه و یار، میهمان نوازی و در رأس همه حیا

.[7]

امام علی ـ علیه السّلام ـ در باب نقش کلیدی حیا فرمود: «حیا وسیله رسیدن به هر زیبایی و نیکی است.»[8] اهمیت حیا در حدّی است که امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.»[9] از سیره رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ گزارش شده است که هر گاه با مردم صحبت می کرد، عرقِ شرم بر پیشانی داشت و هیچ گاه به آنان خیره نمی شد.[10]

از امام کاظم ـ علیه السّلام ـ به یاران خود توصیه می فرمود: پرده شرم و آزرم میان خود و برادرت برمدار، و مقداری از آن باقی گذار؛ زیرا برداشتن آن، برداشتن حیا است

 

گاهی شرمساری ماهیتی منفی می یابد و آن در صورتی است که منشأ آن حماقت، جهالت و ضعف نفس باشد. این نوع شرم و حیا در اخلاق اسلامی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و فضیلت اخلاقی به شمار نیامده است، بلکه مانع رشد و تعالی انسان و موجب عقب ماندگی او در زمینه های مختلف می گردد. در روایات از این نوع شرم، به حیای حماقت و جهل و حیای ضعف یاد شده است.[11]

برخی از اموری که در روایات به عنوان اسباب حیا مطرح شده است، به قرار زیر است:

 

اسباب حیا

1 . عقل: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاسخ راهب مسیحی (شمعون بن لاوی بن یهودا) که از او در باره ماهیت و آثار عقل پرسیده بود، فرمود:

عقل موجب پیدایش حلم است و از حلم، علم و از علم، رشد و از رشد، عفاف و از عفاف، خویشتن داری، و از خویشتن داری، حیا، و از حیا، وقار، و از وقار، مداومت بر عمل خیر و تنفّر از شرّ، و از تنفّر از شر، اطاعت نصیحت گوی، حاصل می گردد.[12]

2 . ایمان: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.»[13]

گاهی شرمساری ماهیتی منفی می یابد و آن در صورتی است که منشأ آن حماقت، جهالت و ضعف نفس باشد. این نوع شرم و حیا در اخلاق اسلامی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و فضیلت اخلاقی به شمار نیامده است، بلکه مانع رشد و تعالی انسان و موجب عقب ماندگی او در زمینه های مختلف می گردد. در روایات از این نوع شرم، به حیای حماقت و جهل و حیای ضعف یاد شده است

موانع حیا

همچنین در روایات، اموری به عنوان موانع حیا و یا به عبارت دیگر علل بی حیایی یا کمی حیا معرفی شده اند که مهم ترین آنها به شرح زیر است:

یک. از میان برداشتن پرده ها و حریم ها:

از امام کاظم ـ علیه السّلام ـ به یاران خود توصیه می فرمود:

پرده شرم و آزرم میان خود و برادرت برمدار، و مقداری از آن باقی گذار؛ زیرا برداشتن آن، برداشتن حیا است.[14]

دو. دست نیاز به سوی مردم دراز کردن.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، عزت را سلب می کند و حیا را می برد.»[15]

سه. زیاد سخن گفتن:

امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

هر کس پر گفت، راه خطا بسیار پوید، و آنکه بسیار خطا کرد شرم او اندک شود، و آنکه شرم او اندک شود، پارسایی او کم گردد، و آنکه پارسایی اش اندک گردد، دلش بمیرد.[16]

چهار. شراب خواری:

به امام رضا ـ علیه السّلام ـ منسوب است که در شرح علت تحریم خمر فرمود: «خداوند تعالی شراب را حرام فرمود؛ زیرا شرابْ تباهی می‌آورد، عقل ها را در شناخت حقایق باطل می کند و شرم و حیا را از چهره فرد می زداید.» [17]

 

پی نوشت ها :

[1] . ر.ک: ابن منظور: لسان العرب، ج 8، ص 51؛ مفردات الفاظ القرآن، ص 270، و ابن اثیر: نهایه، ج 1، ص 391.

[2] . ر.ک: ابن مسکویه: تهذیب الاخلاق، ص 41؛ طوسی:اخلاق ناصری، ص 77.

[3] . از جمله حیای زنان در «اخلاق جنسی» حیا در خانواده در «اخلاق خانواده» و حیا از دیگران در «اخلاق معاشرت»، مورد بررسی قرار می گیرد.

[4] . شیخ مفید، امالی، ص 167.

[5] . نهج‌البلاغه، حکمت 223؛ صدوق: فقیه، ح 4، ص 391، ح 5834؛ کلینی: کافی، ج 8، ص 23.

[6] . آمدی: غررالحکم، ح 6082.

[7] . کلینی: کافی، ج 2، ص 55، ح 1؛ طوسی: امالی، ص 308.

[8] . حرّانی: تحف العقول، ص 84.

[9] . کلینی: کافی، ج 2، ص 106.

[10] . همان، ج 5، ص 565، ج 41.

[11] . ر.ک: صدوق: خصال، ج 1، ص 55، ح 76؛ کلینی: کافی، ج 2، ص 106، ح 6.

[12] . حرّانی: تحف العقول، ص 19. همچنین ر.ک: همان، ص 27؛ صدوق: خصال، ج 2، ص 404 و 427؛ کلینی، کافی، ج 1، ص 10، ح 2، و ج 2، ص 230.

[13] . کلینی: کافی، ج 2، ص 106، ح 5.

[14] . همان، ج 2، ص 672، ح 5.

[15] . همان، ج 2، ص 148، ح 4.

[16] . نهج‌البلاغه، حکمت 349.

[17] . فقه الرّضا ـ علیه السلام ـ ، ص 282.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان