درمانی برای بیماری های جسم و روح

حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) فرمود: چهار چیز مایه تباهی دل‌هاست؛ خلوت با زنان (نامحرم) و گوش سپردن به آن‌ها و پذیرفتن رأی آن‌ها و همنشینی با مردگان. سوال شد: ای رسول خدا! مجالست با مردگان چگونه است؟ فرمود: مجالست با هر گمراه رویگردان از احکام (دستورهای) الهی

 


 

تقوا

تقوای الهی درمان بیماری‌های بدن

مردی نزد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از قساوت و سختی قلب خود شکایت کرد. آن حضرت فرمود: هرگاه خواستی دلت نرم شود، درمانده‌ای را اطعام کن و بر سر یتیم دست نوازش بکش.

با توجه به اینکه روزهای میانی ماه مبارک شعبان را پشت سر می‌گذاریم، شایسته است که خود را کم کم برای ورود به ماه مبارک رمضان آماده کنیم؛ از این رو علاوه بر پاکی ظاهر باید به بهداشت روانی و عواملی که زوال و یا رشد عقل را در پی دارد، توجه شود. 

 

بهداشت دل (قلب)

اهمیت سلامت دل:

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: آگاه باشید که تنگدستی بلاست و بدتر از تنگدستی بیماری تن و بدتر از بیماری‌ تن بیماری دل است. آگاه باشید که از جمله نعمت‌ها، گستردگی ثروت است و برتر از فراوانی ثروت، تندرستی و برتر از تندرستی سلامت دل است.1

و همان گرامی فرمود: هیچ دردی بر دل‌ها دردناک‌تر از گناهان نیست.2

 

تأثیر سلامت دل در تندرستی:

امیرمۆمنان(علیه السلام) فرمود: هوشیار باشید که بخشی از تندرستی، سلامتی دل است3؛ همچنین فرمود: تقوای الهی (سلامت دل) ... درمان بیماری‌های بدن شماست.4

امام باقر (علیه السلام)‌ فرمود: هیچ دانشی همانند دانشِ تأمین کننده سلامت نیست و هیچ سلامتی همانند سلامت دل نیست.5

مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از قساوت و سختی قلب خود شکایت کرد. آن حضرت فرمود: هرگاه خواستی دلت نرم شود، درمانده‌ای را اطعام کن و بر سر یتیم دست (نوازش) بکش

اثر سلامت دل

خدا در قرآن می‌فرماید: روزی که نه مال برای انسان سودمند است و نه پسران؛ اما کسی که با دلی پاک از شرک و گناه نزد خدا آمده است (قطعا از آن پاکی بهره خواهد برد).6

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: خدا به چهره‌ها و اموالتان نمی‌نگرد، بلکه به دل‌ها و کردارتان می‌نگرد.7

 

عوامل بیماری‌ و مرگ دل

بیماری‌های دل عبارت‌اند از قساوت، کوری، رین (زنگار) و ... که برای آن‌ها عواملی را برشمرده‌اند:

پیمان شکنی:

خدای متعال فرمود: پس به سبب اینکه پیمانشان را شکستند لعنتشان کردیم و دل‌هایشان را سخت و حق‌ناپذیر گردانیدیم.8

زیاده‌گویی:

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: به راستی زیاده‌گویی در غیر یاد خدا دل را سخت می‌کند.9

طولانی دانستن عمر:

امر مۆمنان (علیه السلام)‌ فرمود: زمان را دراز نپندارید (عمرتان را طولانی ندانید) که موجب قساوت دلتان می‌شود11، چنان که اگر کار بد، دیر پا شده و دوام یابد مایه قساوت می‌شود.

موسیقی

لهو و لعب:

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: سه چیز موجب قساوت دل می‌شود. گوش سپردن به لهو، در پی شکار (تفریحی) رفتن و رفت و آمد به دربار سلطان.12

زیادی ثروت:

امیر مۆمنان فرمود: زیادی ثروت موجب تباهی دین و قساوت دل می‌شود.13

نگاه به بخیل:

امیرمۆمنان فرمود: نگاه به بخیل قلب را سخت می‌کند.14

گفت‌وگوی بی‌حاصل:

امیر مۆمنان (علیه السلام) فرمود: از گفت‌وگوی بی‌حاصل و دشمنی بر حذر باشید که آن دو قلب‌ها را بیمار می‌کنند.15

عشق غیر الهی:

امیر مۆمنان (علیه السلام) فرمود: هر کس به چیزی عشق (زمینی) بورزد چشمش کور و دلش بیمار شود.16

تکرار گناه و همنشینی با ثروتمندان خوش‌گذاران:

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: چهار چیز دل را می‌میراند: گناه روی گناه و زیادی گفت‌وگو با زنان و در افتادن با احمق، بدین گونه که تو بگویی و او بگوید، در حالی که به خیر تن ندهد و همنشینی با مردگان. پرسیدند: ای رسول خدا! مردگان کیان‌اند؟ فرمود: هر توانگر خوش‌گذران.17

امر مۆمنان (علیه السلام)‌ فرمود: زمان را دراز نپندارید (عمرتان را طولانی ندانید) که موجب قساوت دلتان می‌شود، چنان که اگر کار بد، دیر پا شده و دوام یابد مایه قساوت می‌شود

خلوت با زنان و همنشینی با گمراهان:

حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) فرمود: چهار چیز مایه تباهی دل‌هاست؛ خلوت با زنان (نامحرم) و گوش سپردن به آن‌ها و پذیرفتن رأی آن‌ها و همنشینی با مردگان. سوال شد: ای رسول خدا! مجالست با مردگان چگونه است؟ فرمود: مجالست با هر گمراه رویگردان از احکام (دستورهای) الهی.18

زیاد خندیدن:

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: از خنده فراوان بر حذر باش که دل را می‌میراند.19

 

عوامل سلامت و بهداشت دل

در قرآن و روایات اموری زنده کننده قلب و مایه بهداشت آن شناسانده شده‌اند: قرائت قرآن، موعظه، یاد خدا، یاد مرگ، اندیشه‌ورزی، نور حکمت، معاشرت با صاحبان فضیلت و خرد، گفت‌وگوی علمی، دیدار با نیکوکاران، دیدار با صاحبان معرفت، اطعام درماندگان، مهرورزی با یتیمان، طهارت از گناه، تقوا، دوری از عشق غیر الهی و ...

خدای متعال می‌فرماید: ای مردم! برای شما از جانب پروردگارتان پندی هشیار کننده و درمانی برای آنچه از صفات نکوهیده در سینه‌هاست... آمده است.20

امیر مۆمنان (علیه السلام) فرمود: قرآن را بیاموزید ... و در آن بیندیشد، زیرا بهار دل‌هاست و از نورش شفا بجویید که شفای دل‌هاست21؛ همچنین فرمود: معاشرت با صاحبان فضیلت موجب حیات دل‌هاست و نیز فرمود: دیدار با نیکوکاران دل را آباد می‌کند.22 و فرمود: دیدار با اهل معرفت دل‌ها را آباد می‌کند.23 در حدیث دیگر فرمود: آبادانی دل در همنشینی با خردمندان است.24 در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) نیز فرمود: تو را سفارش می‌کنم به ... آباد کردن دلت با یاد خدا.25

مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از قساوت و سختی قلب خود شکایت کرد. آن حضرت فرمود: هرگاه خواستی دلت نرم شود، درمانده‌ای را اطعام کن و بر سر یتیم دست (نوازش) بکش.26

 

پی‌نوشت‌ها:

1- شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ج19، ص337                2- الکافی، ج2، ص275

3- نهج‌البلاغه، حکمت 388                                                 4- همان، خطبه 198

5- تحف العقول، ص286-                                                    7-سوره شعرا، آیه 88 و 89

7- الامالی، طوسی، ص536                                              8- سوره مائده، آیه 13 

9- بحارالانوار، ج68، ص281                                                10- کتاب الخصال، ص622

11- الفقیه، ج4، ص366                                                    12- تحف العقول، ص199

13- الکافی، ج2، ص300                                                   14- نهج‌البلاغه، خطبه 109

15- کتاب الخصال، ص228                                                 16- الامالی، طوسی، ص83

17- همان، ص541                                                            18- سوره یونس، آیه57

19- نهج‌البلاغه، خطبه 110                                              20- غرر الحکم، ص429

21- تحف العقول، ص80                                                    22- غرر الحکم، ص430

23- همان، ص429                                                           24- همان

25- نهج‌البلاغه، نامه 31                                                   26- مشکاةالانوار، ص167

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان